جنین سقط شده گاو در اثر تب دره ریفت
تب دره ریفت
سالمونلا Salmonella
کریمه- کنگو
تاريخچه:
براي اولين بار در سالهای 1944 و1945 ميلادي تب هموراژيك كريمه در منطقه كريمه غربي اتحاد جماهير شوروي سابق توسط يك گرروه كاري به رهبري آقاي ام .پ .گوماكف تشخيص داده شد ودر تابستان سالهاي 1944 و1945 ميلادي نيز بالغ بر 200 موردحاد تب هموراژيك كريمه همراه با خونريزي شديد اتفاق افتاد. با توجه به مطالعات تجربي كهدر سال 1956 انجام گرفت ويروس تب كنگو جدا گرديد و در سال 1970 مشخص شد كه سويه هاي ويروسي كه ار آسياي مركزي، بلغارستان و قسمتهاي اروپائي اتحاد سابق جماهير شوروي جدا شده بود از نظر سرولوزيکی كاملأ شبيه هم بودند و از اين نظر غير قابل تفكيك بودند و به همين خاطر آن را تب همراژيك كريمه كنگو ناميدند. سويه هاي ويروس از خون افراد مبتلا و كنه هاي Hyalomma marginatum marginatum جدا گرديد بعدها مشخص گرديدكه بيماري مشابهي براي سالهاي متمادي دربعضي از نواحي مرزي درياي سياه و درياي خزر اتحاد جماهير شوروي سابق وجود داشته است كه داراي همين عوارض بوده است. در سال1956 ميلادي در زئير وكنگو عامل بيماري از خون بچه هائي كه داراي تب بودند جدا گرديد ودر همان زمان نيز مشخص گرديد كه ويروس در شرق و غرب افريقا وجود دارد. در سال 1970 ميلادي دركشور يوگسلاوي سابق آقاي Casals نشان دادند كه ويروس عامل اين تب از نظر آنتي ژنتيكي و بيولوژيكي به ويروس تب كنگو خيلي شبيه است . در سال 1975 ميلادي بر اساس شواهد سرولوژيكي كه در انسان ،گوسفند ،بز و دامهاي اهلي كوچك انجام داده بودند فعاليت سرولوژيكي ويروس عامل اين تب در ايران تأئيد شد. در همان زمان ويروس عامل اين تب در امارات متحده عربي و در سپتامبر همان سال براي اولن بار در بغداد عراق و در منطقه رامدي واقع در 110 كيلومتري غرب بغداد تشخيص وشناسائي گرديد در عراق اغلب كساني كه بيمار شده بودند سابقه آنها نشان مي داد كه قبلأ با گاو وگوسفند تماس داشته اند در اين اپيدمي يك نفر پزشك و يك نفر پرستار نيز در اثر تماس مستقيم با بيماران در بيمارستاني نيز مبتلا گرديده بودند. ويروس عامل بيماري از خون بيماران و همچنين از نمونه هاي كبدي جدا گرديده بود و عامل اين بيماري از نظر سرولوژيكي به اعضاي گروه ويروس تب هموراژيك كريمه-كنگو هر چند كاملأ شبيه نبود ولي خيلي به آن نزديك بود. در سال 1998 ميلادي اين بيماري دركشورهاي پاكستان و افغانستان گزارش و تا ئيد گرديد كه در پاكستان باعث مرگ دو نفر ودر افغانستان باعث مرگ 19 نفر شد. در ايران در سالهاي 1378 و سال 1379 در استانهاي چهار محال بختياري ،اروميه،لرستان،سيستان و بلوچستان مواردي گزارش و تأئيد شده كه مواردي متأسفانه منجر به مرگ شده است .وزارت بهداشت مواردي را كه داراي علائم باليني از جمله تب توام با كاهش بيش از حد معمول پلاكتها (Thrombocytopenia ) باشند را اعلام كرده است كه بعنوان موارد مشكوك گزارش نمايند .
مقدمه:
ويروس تب هموراژيك كريمه-كنگو (CCHF) از خانواده Bunyaviridae و جنس Nairovirus مي باشد اندازه آن 90100 نانومتر مي باشد كه بطور اندميك توسط كنه هاي ايكسوديده و آرگاسيده مي تواند به انسان منتقل و باعث بيماري شديد گردد. از نظر توزيع جغرافيائي در قسمتهاي جنوبي اتحاد جماهير شوروي سابق اروپا آسياي اروأسيا خاورميانه و آفريقا اين بيماري يافت مي شود بطوريكه در سه منطقه از هفت منطقه حياتي كره زمين اين بيماري وجود دارد. دست كم 31 گونه از 9 جنس كنه هاي ايكسوديده و آرگاسيده بعنوان حاملين ويروس (CCHF) شناخته شده اند و بيش از 20 گونه از مهره داران مختلف نيز شناخته شده اند كه بطور طبيعي با ويروس (CCHF)آلوده گرديده اند در انسان بيماري اغلب حاد وبسيار كشنده است . عواملي كه انتقال ويروس (CCHF) را از دام به انسان تحت تأثير قرار مي دهند تراكم و فراواني كنه ها و فراواني مهره داراني است كه بعنوان ميزبان كنه ها و نگهدارنده بالقوه ويروس (CCHF) هستند.انتقال ودوام عامل بيماري فقط زماني وجود دارد كه كنه هاي جنس هيالوما وجود دارند و اعتقاد بر اين است كه همه گيري ويا بروز اپيدمي در مراحلي كه فصل فراواني كنه هاي بالغ باشد صورت مي گيرد. ميزبانهاي مهره دار براي اغلب كنه هاي ايكسوديده شامل پستانداران كوچك و پرندگان براي مراحل لاروي و يا نمفي و پستانداران بزرگ سم دار اهلي ميزبان كنه هاي بالغ هيالوما مي باشند ضمنأ پري ولانس آنتي بادي بر عليه ويروس تب هموراژيك كريمه- كنگودر اين حيوانات نشان مي دهد كه اغلب آنها آلوده به اين ويروس مي باشند.
پاتوژنز بيماری تب خون ريزی دهنده کريمه کنگو
ويروس درداخل بدن كنه تكثير پيدا مي كند بطوريكه از مرحله لاروي تا مرحله بلوغ در داخل بدن كنه بصورت(Trans-stadial transmission) مي تواندمنتقل بشود ويروس بصورت
(Trans-ovarial transmission)نيز منتقل مي شود بنابراين كنه نه تنها بعنوان ميزبان ويروس مي باشد بلكه با توجه باينكه ويروس در سيكل زندگي كنه بصورت عمودي( vertical ) نيز منتقل مي شودكنه بعنوان reservoir ويروس نيزعمل مي كند در مهره داراني كه بطور تجربي به ويروسآلوده شده اند سطوح ويرمي و مدت زمان ويرمي نسبتأ كوتاه و كم است و بعد از قطع ويرمي آنتي بادي ها بمقدار كمي قابل تشخيص مي باشند.ويروس از طريق سيستم رتيکولواندوتليوم گردش می کند اين سيستم در برگِرنده طحال کبد مغز استخوان غدد لنفاوی و ساير فضاهای سروزی می باشد در آزمايشات تجربی بعمل آمده يک هفته بعد از کشتار ويروس بيماری از کبد جدا شده است ولی بدليل اينکه آزمايشگاه درجه چهار برای اين ويروس از ديدگاه بيوسيفتی نياز است بتابر اين رديابی ويروس در تحقيقات تجربی در سيستم رتيکولواندوتليم عملا انجام نمی پذيرد . از ديدگاه ويروس شناسی دمای زير صفر مناسب برای نگهداری ويروس می باشد و می تواند چندين سال باقی بماند .پري ولانس آنتي بادي در گونه هاي مختلف دامهاي بالغ در مناطق اندميك مي تواند بيشتر از 50 درصد باشد .استراتژي هاي كنترل در انسان شامل پرهيز کشتار دام در مناطقی است که کانون بيماری گزارش شده و کشتارگاهها بايستی تعطيل گردند پرهيز از گزش كنه هاپرهيز از تماس با ترشحات انسان و يا دام که ممکن است آلوده با خون باشند
مقايسه آنتي ژني سويه هاي ويروس
CCHF داراي يك توزيع جغرافيائي بسيار وسيع مي باشد ولي از نظر اكولوژيكي توزيع آن متغير مي باشد.علي ايحال انجام مطالعات براي بررسي تفاوتهاي آنتي ژني بين سويه هاي اين ويروس بدلايل فني محدود شده است .تستهای Cf و AGDP روشهاي قابل انجام براي بررسي مطالعات مي باشند .
روش Plaque Reduction يك روش سرولوژيكي براي تستهاي HI Kenetic مي باشد ويروس CCHF بطور جزئي البته نه در تمامي خطوط سلولي بدن ايجاد CPE قابل رويت بصورت جزئي تكثير پيدا مي كند البته ايجاد پلاك در بعضي از سويه ها در خطوط سلولي LL C-MK2,CV-1 ميمون و محيطهاي كشت اوليه ميمون سبز افريقاي گزارش شده است چنين پلاكهائي معمولأ خيلي كوچك و با تأخير ظاهر مي شوند و براي انجام نياز به مهارتهاي فني بسيار بالا دارند.با استفاده از تستهاي HI و CFوAGDP ارتباط سرولوژيكي بين ويروس CCHF و Nairobi Sheep disease نشان داده است.آنتي ژنهاي HA با اغلب سويه ها براحتي قابل تهيه نمي باشند و نياز به شرايط خاص در انجام تست مي باشند بهترين تيترها حالت 1:50 و1:100 مي باشند .تكثير ويروس در روي خط سلول هاي كليه هامستر خيلي عالي مي باشد ولي بدون تشكيل CPE و بدون ايجاد پلاك مي باشد.استفاده از نقاط آلودگي تشخيص داده شده با IF و خنثي سازي آنها با استفاده از سرمهاي ايمني ممكن است منجر به مقايسه سرولوژيكي كمي بشود و ممكن است با استفاده از تيتراسيون سرمها با استفاده از IF غير مستقيم تا حال حاضر نتايج قابل دسترسي بدست نيامده است .
يافته هاي باليني:
در انسان دوره كمون بستگي به روش آلودگي دارد بطوريكه حد اقل 3 روز و حداكثر 9 روز طول مي كشد و معمولأ با علائم آنفلوآنزا، سردرد شديد، درد در ناحيه پشت، anorexia و استفراغ تظاهر مي كند. بيماران معمولأ از درد در مفاصل و درد عضلاني رنج مي برند اسهال از علائم باليني بيماري مي باشد در بعضي از موارد سرفه ، فارانژيت و درد پرده جنب وجود دارد در روزهاي دوم و چهارم بيماري نيز بعضي از بيماران علائم خونريزي از خود نشان ميدهند. معمولأ در اطراف محل خونگيري و محلهاي تزريق هماتوما اتفاق مي افتد ودر خيلي از موارد خارج شدن مقدار زيادي خون از رگها در دست و پا باعث گسترش نواحي خون مردگي (echymotic ) مي شود. خون ريزي از لثه ها، بيني و در دستگاه ادراي-تناسلي بطور معمول ديده مي شود. در مواردي كه منجر به مرگ مي شود خون ريزي در دستگاه جهازهاضمه اتفاق مي افتد. بيماري در زنان باردار باعث سقط مي شود از ساير علائم اين بيماري زردي، نارسائي كليوي، درگيري سيستم عصبي مركزي و در فرم سخت شدن گردن عدم هوشياري وافزايش حساسيت مي باشد در مراحلي كه منجر به مرگ مي شود شوك غير قابل برگشت ونارسائي كبدي-كليوي مي دهد. در انسان درصد مرگ ومير(mortalityrate )حاصل از اين تب حدود 30 درصد مي باشد .در گوسفند و گاو اين بيماري بمدت يك هفته ايجاد تب مي كند ودر اين مدت حالت ويرمي وجود دارد، اين تب گذرا بوده و ايجاد مرگ ومير در دام نمي كند غير از تب علائم باليني خاص ديگري نزد دام وجود ندارد ، در مدت زماني كه در دام ويرمي وجود دارد ويروس عامل بيماري بطور مستقيم و يا بطور غير مستقيم از طريق كنه هاي ايكسوديده و آرگاسيده به انسان منتقل و ايجاد بيماري مي كند .
يافته هاي آزمايشگاهي:
ثابتترين يافته آزمايشگاهي كاهش بيش از حد معمول ترومبوسيتها( Thrombocytopenia )مي باشد. ساير يافته هاي آزمايشگاهي عبارتند از Leukopenia همراه با لنفوسيتهاي atypical و در بعضي از موارد لوكوسيتوز در مرحله اوليه بيماري ديده مي شود در مراحل اوليه بيماري در كم خوني مختصري ديده مي شود .ESR كمي بيش از حد طبيعي است Bleeding time افزايش پيدا مي كند زمان پروترومبين افزايش پيدا مي كند و مقدار ترومبوپلاستين كمي افزايش پيدا مي كند .
مقدار فيبرينوژن كاهش پيدا مي كند ولي fibrinogen degration products(FDPS) افزايش پيدا مي كند.در مغز استخوان نيز مگاكاريوسيتها كاهش پيدا مي كنند.
يافته هاي پاتولوژيكي:
در معاينات بعد از مرگ بزرگ شدن بيش از حد معمول كبد كه بطور ماكروسكوپي قابل تشخيص است رنگ كبد تغيير پيدا مي كند وبه رنگ متمايل به زرد ديده مي شود.در سطح ميكروسكوپي در سلولهاي كبدي نكروز وسيع ديده مي شود نواحي وسطي و مركزي لبولهاي كبدي اغلب درگير شده اند . اجسام داخل سيتوپلاسمي شبيه Concilman همراه با تراوشات infiltration ) )در نواحي نكروز شده لوبولها به فراواني ديده مي شوند درتوبولها وگلومرولهاي كليه ها نيز معمولأ نكروز انعقادي ديده مي شود. در سيستم عصبي مركزي علائم آماس و يا خونريزي ديده نمي شودو شواهدي دال بر حمله ويروس به سيستم عصبي مركزي وجود ندارد
تشخيص و درمان بيماري
بخاطر نوع بيماري و نحوه انتقال عامل بيماري تشخيص موارد مشكوك بيماري در آزمايشگاههاي خيلي مجهز و كاملأ داراي امنيت حياتي امكان پذير مي باشد. در روز دهم بيماري آنتي بادي هاي IgG و IgM با استفاده از روش ELISA و يا EIA ممكن است در سرم قابل تشخيص باشند. IgM تا چهار ماه بعد از بيماري و سطح IgG بمرور زمان كاهش پيدا مي كند ولي تا پنج سال در سرم قابل تشخيص مي باشد .بيماراني كه بيماري آنها منتج به مرگ مي شوند معمولأ يك آنتي بادي قابل اندازه گيري را نشان نمي دهند ، با استفاده از روشهاي مختلف در چند روز اول بيماري با استفاده از تشخيص ويروس در خون ويا نمونه هاي بافتي تشخيص بيماري امكان پذير مي باشد. در پنج روز اول بيماري مي توان از خون يا نمونه هاي بافتي بيمار، ويروس را جدا و در محيط كشت سلولي تكثير كرد. آنتي ژنهاي ويروسي ممكن است با استفاده از روش ايمنوفلورسنت و يا EIA در نمونه هاي بافتي نشان داده بشوند .اخيرأ روش PCR كه يك روش مولكولي براي تعيين ژنوم ويروسي مي باشد براي تشخيص بيماري استفاده مي شود .درمان نگهدارنده كلي براي نگهداري وضعيت حياتي بيمار در رابطه با بيماري CCHF بكار برده مي شود .كنترل حجم خون و جايگزيني اجزاء آن براي نگهداري وضعيت بيماري ضروري است . شكل خوراكي و تزريقي داروي ضد ويروسي RIBAVIRIN در درمان بيماري CCHF با پيشرفت مناسبي همراه بوده است. تا حل حاضر جمع آوري حجم پلاسماي ايمني از بيماران براي مقاصد درماني نشان داده نشده است هر چند در چندين حالت مورد استفاده قرار گرفته است .
پيشگيری و مبارزه
يك واكسن غير فعال شده كه از طريق مغز موش ساخته شده است در مقياس خيلي كم در اروپاي شرقي استفاده شده است با اين وجود واكسني كه داراي كارائي لازم عين حال بي خطر براي انسان باشد در مقياس بالا وجود ندارد.كنه هاي ناقل از نظر تعداد خيلي زياد و بسيار پراكنده مي باشند بنابراين مبارزه با كنه ها بايستي از يك استراتژي منحصر بفرد در چهار چوب فعاليتهاي دامپزشكي اجرا گردد. در مناطقي كه بيماري بصورت اندميك وجود دارد افرادي كه با دام در تماس مي باشند بايستي طوري كار كنند كه از گزش كنه در امان باشند (پوشيدن لباس مناسب شتشوي لباسها با مواد كنه كش ) و از تماس با ترشحات و خون آلوده خودداري نمايند. افرادي كه در بيمارستان و يا كلينيكهاي خصوصي با بيماران در تماس مي باشند بايستي رعايت مسائل قرنطينه أي بسيار جدي بگيرند.در نمونه گيري خون و ساير بافتهائي كه براي تشخيص جمع آوري مي شوند بايستي دقت لازم را جهت جلوگيري از ابتلا بعمل آورند. براي از بين بردن تمامي خطرات احتمالي بايستي نسبت به ضد عفوني محل و از بين بردن ضايعات ولاشه ها اقدام مناسب بعمل آيد
نتيجه گيري وبحث :
كستردگي و پراكندگي ويروس (CCHF) در اروپاي جنوبي خاورميانه افريقا بطور شگفت انگيزي باعث شده است كه اين بيماري بعنوان يك بيماري مشترك كه مي تواند توسط كنه هاي ناقل به انسان منتقل بشود مطرح گردد در حال حاضر بر روي فاكتورهاي فيزيكي و بيولوژيكي كه باعث پيشگيري محدود شدن و يا افزليش انتقال ويروس (CCHF) مي شود در دنيا كار مي شود و مشخص گرديده است كه در فصل فراواني كنه ها و همچنين در نواحي كه مهره داراني كه بعنوان ميزبان كنه ها و نگهدارنده هاي بالقوه ويروس (CCHF) مي باشند وجوددارد بيماري افزايش پيدا مي كند بنابر اين با توجه به اينكه احتمال همه گيري و يا بروز اپيدمي زماني متصور است كه جمعيت كنه ها در حد اكثر خود مي باشد و سمپاشي اماكن دامي و استفاده از حمام ضد كنه بخصوص در مناطقي از كشور كه شرايط جغرافيائي حساستري را دارند براي از بين بردن وكنترل ناقلين ويروس (CCHF)در راستاي حفظ بهداشت عمومي و جلوگيري از بروز همه گيري بيماري دركشوركه خود تبعات سياسي و اقتصادي فراواني را بدنبال دارد بسيار حائز اهميت مي باشد.با توجه به اينكه تب هموراژيك كريمه - كنگو در كشورهاي عراق وهمسايگان شمالي كشورمان گزارش و تأييد گرديده است و همچنين با توجه به اينكه در سال 1975 ميلادي توسط آقاي سيدي تحقيقي سرولوژيكي بر روي سرم انسان و دامهاي اهلي كوچك كشورمان انجام گرفته است و حكايت از وجود ويروس (CCHF) دركشورمان مي باشد بنابراين پيشنهاد مي گردد كه يك تحقيق اپيدميولوژيكي سرولوژيكي بر روي دامهاي كشورمان با استفاده از يك روش نمونه برداري كاملأ آماري (بعنوان مثال نمونه برداري خوشه أي با درجات مختلف )با در نظر گرفتن فاكتورهاي مكان جغرافيائي زمان نوع دام وضعيت فيزيولوژيكي دام و … براي آناليز فاكتورهاي خطرانجام پذيردتا با انتخاب استراتژي و تاكتيك مناسب ازبروز اپيدمي وهمه گيري احتمالي بيماري جلوگيري بعمل آيد.در حال حاضر با توجه به اطلاعات حاصله مبني بر بروز بيماري در بعضي از استانهاي مرزي كشور پيشنهاد ميگردد در جهت كنترل و به حداقل رساندن خطر پراكندگي ويروس(CCHF) نسبت به سمپاشي منظم اماكن دامي استحمام دامهاي منطقه با استفاده از حمامهاي ضد كنه وسموم مناسب و اطلاع رساني درست به دامداران توسط بخش خصوصي و دولتي اقدام گردد
تب خونريزي دهنده كريمه كنگو
تاريخچه و اپيدميولوژي : زمان كشف بيماري تب خونريزي دهنده كريمه كنگو ( CCHF ) به سالهاي حدود (1110 ميلادي ) برمي گردد كه اولين بارتوسط جرجاني , پزشك و دانشمند ايراني كشف شد . اين بيماري بيشتر در كشورهاي در حال توسعه درمناطق آسيايي ميباشد ازسال 1378 تاكنون موارد مظنون و قطعي بيماري در ايران مشاهده شده است . اولين مورد بيماري در در منطقه كريمه درسال 1942 ميلادي يعني دو سال قبل از اپيدمي كريمه مشاهده شد ودر سال 1956 , بيماري در منطقه كنگو ( زئير ) شايع شد كه پس از جدانمودن ويروس عامل بيماري از افراد مبتلا , به عنوان ويروس كنگو نام گذاري شد . درسال 1969 , مشخص شد كه عامل ايجاد كننده تب خونريزي دهنده كريمه مشابه عامل ويروسي كنگواست و با ادغام نام اين دو محل , نام واحد كريمه كنگو براي اين بيماري ويروسي انتخاب گرديد .احتمال وجود بيماري درتمامي نقاط كشور ايران وجود دارد لذا اين بيماري در ايران در حال حاضر بصورت اندميك مي باشد در كشور ما طبق بررسي بعمل آمده مهمترين را ه ابتلا ذبح دامهاي آلوده و يا تماس با لاشه دام , خون و احشاءپس از ذبح بوده است.
تعريف بيماري CCHF : يك بيماري خونريزي دهنده تبدار حاد است كه بيشتر به وسيله كنه منتقل مي شود .با وجودي كه ويروس مخصوص حيوانات است موارد تك گير و همه گير CCHF در انسان نيز اتفاق مي افتد . اين بيماري مرگ و مير بالايي دارد.
عامل بيماري : عامل بيماري اولين بار از خون افراد بيمار در مرحله بروز تب و همچنين از كنه بالغ هيالوما جدا شد . بالغ بر 18 نوع ويروس در انسان ايجاد تبهاي خونريزي دهنده مي كنند وهمه
RNA Virus هستند كه يكي ازآنها ويروسCCHF مي باشد اين ويروس از گروه Arthropod- born Viruses مي باشد
راه انتقال :
كنه مخزن و ناقل بيماري است , عفونت در انسان پس از گزش كنه آلوده يا له كردن آن روي پوست يا تماس با پوست , لاشه حيوان , خون و ترشحات حيوان آلوده ويا تماس با خون وبافتهاي بيمار مبتلا ايجاد مي شود . خطر انتقال در طي ذبح حيوان ويا يك دوره كوتاه پس از ذبح حيوان وجود دارد . پس از آلودگي يك نفر , ممكن است ساير افرا د درتماس با او نيز در خانواده و اجتماع آلوده شوند . تا كنون در سطح جهان همه گيريهايي از بيماري در سربازها , اردوگاهها , يا كساني كه از گوسفند و گاو نگهداري مي كنند و كاركنان بيمارستان , اتفاق افتاده است . پرندگان در چرخه گسترش ويروس مي توانند حامل كنه هاي آلوده باشند و خود مبتلا به بيماري نمي شوند ( بجز شتر مرغ)
علائم بيماري :
به نظر مي رسد تعداد قابل توجهي ازافراد آلوده شده بدون علائم بيماري (80%موارد يا كمتر )مي باشند , تظاهرات باليني كلاسيك CCHF داراي چهار مرحله است :
دوره كمون كه بستگي به راه ورود ويروس دارد: پس از گزش كنه , دوره كمون معمولا" 3-1 روز و حداكثر 9 روز است اين دوره به دنبال تماس با بافت يا خون آلوده معمولا" 6-5 روز است و در يك مورد حداكثر به 13 روز رسيده است .
مرحله قبل از خون ريزي : شروع علائم ناگهاني است و حدود 7-1 روز طول مي كشد ( متوسط 3 روز ) . سردرد شديد, تب , لرز , درد عضلاني (بخصوص در پشت پاها) , گيجي
دردو سفتي گردن , درد چشم ترس از نور (حساسيت به نور)اتفاق مي افتد . ممكن است حالت تهوع , استفراغ بدون ارتباط با غذا خوردن و گلودر د و التهاب ملتهمه در اوايل بيماري وجود داشته باشد كه گاهي با اسهال و درد شكم و كاهش اشتها, همراه مي شود . بيماران ممكن است تغييرات خلقي و از حالت تهاجمي تا بي تفاوتي را تجربه كنند . تب دائمي است اما ممكن است دو قله اي( Remitant ) باشد . يك دوره بدون تب , ( 12 تا 48 ساعت ) در حدود نيمي از بيماران در روزهاي 2 تا 6 بيماري اتفاق مي افتد كه بعد از اين دوره بدون تب , مجدداً دچار تب شده و وارد مرحله خونريزي مي شود . تب معمولاً براي 3 تا 6 روز طول مي كشد تورم و خونريزي صورت و گردن و قفسه سينه , پر خوني خفيف حلق و گلو , ضايعات نقطه اي در كام نرم و سخت شايع است . تغييرات قلبي عروقي شامل كاهش ضربان قلب و كاهش فشار خون مي باشد . در اين مرحله لكوپني , ترمبوسيتوپني , ايجاد مي شود .
مرحله خونريزي دهنده : مرحله كوتاهي است كه به سرعت اتفاق مي افتد و معمولاً در روز 3 تا 5 بيماري شروع مي شود و 1 تا 10 روز ( بطور متوسط 4 روز ) طول مي كشد يا در اين مرحله بيمارفوت مي كند . خونريزي از اندازه پتشي تا اكيموز و هماتوم در مخاطها و پوست بخصوص در قسمت بالاي بدن و در طول خط زير بغلي , زير پستان در خانمها و در محلهاي تزريق و تحت فشار ممكن است ايجاد شود . خونريزي از لثه , بيني , استفراغ خوني , ملنا و خونريزي رحم , مشكلات تنفسي , بزرگي طحال و كبد ممكن است ديده شود . وجود خون و پرتئين در ادرار شايع است .
دوره نقاهت : بيماران از روز دهم وقتي ضايعات پوستي كم رنگ مي شوند , بتدريج بهبودي پيدا مي كنند . اغلب بيماران در هفته هاي 3 تا 6 بعد از شروع بيماري , وقتي شاخصهاي خوني و آزمايش ادرار طبيعي شد از بيمارستان مرخص مي شوند .
ويژگي يا مشخصه دورهء نقاهت , طولاني بودن آن به همراه ضعف مي باشد ( Asthenia ) كه ممكن است براي يك ماه يا بيشترباقي بماند.
تشخيص :
تشخيص آزمايشگاهي : ويروس CCHF را به راحتي مي توان از خون بيماران در مرحله حاد ( درطي 8 روز اول بيماري ) جدا نمود حدود 6 روز پس از شروع بيماري ممكن است بتوان آنتي بادي IgMو IgG را در سرم به روش ELISA جدا نمود . IgM تا چهار ماه قابل اندازه گيري است و مثبت بودن آن دليل قطعي بودن تشخيص بيماري است .IgG را تا 5 سال مي توان اندازه گيري نمود .
تشخيص توأم اپيدميولوژيكي , باليني :
درموارد شروع حاد( شروع ناگهاني علائم باليني ) به همراه سابقهٌ مسافرت بيمار به مناطق روستايي يا تماس با دام يا گزش با كنه تشخيص بيماري مطرح مي گردد .
معيارهاي تشخيص باليني بيمار مبتلا به CCHF براساس آخرين دستورالعمل كشوري , مطابق جدول پيوست ( صفحه 6 ) مي باشد كه چنانچه جمع امتيازات 12 يا بيشتر شود , مورد به عنوان محتمل به CCHF تلقي مي گردد و تحت درمان قرار مي گيرد .
تشخيص افتراقي :مهمترين بيماريهايي كه در تشخيص افتراقي مطرح مي باشند عبارتند از :
الف) بيماريهاي عفوني ازقبيل آنفلوانزا , هپاتيت ويروسي , سرخك , مننگوكوكسمي , سپتي سمي , تيفوئيد مالاريا , لپتوسپيروز , سياه زخم(گوارشي , ريوي ) ساير تبهاي خونريزي دهنده ويروسي وغيره
ب) لنفوم , لوسمي , Idiopathic thrombocytopenic purpura (ITP) , Thrombotic,thrombocytopenicpurpura( TTP)
درمان :
بلافاصله پس از تشخيص مورد مبتلا به CCHF , اقدامات درماني بايستي صورت گيرد .
درمان حمايتي :شامل اصلاح آب و الكتروليتها و درمان DIC مي باشد .
بررسي علائم حياتي و هماتوكريت , در صورت افت شديد هموگلوبين تزريق خون و درموارد ترومبوسيتوپني شديد و نشانه هاي خونريزي فعال , تجويز پلاكت لازم است .
درمان ضد ويروسي : داروي انتخابي ضد ويروسي , ريباويرين مي باشد . مكانيسم اثر ضد ويروسي ريباويرين ناشناخته است ولي مانع ساخته شدن m RNA ويروس مي گردد . ريباويرين به دو شكل خوراكي و تزريقي داخل وريدي ساخته شده است , كه نوع خوراكي آن موثرتراست .
مدت درمان با ريباويرين 10 روز است و بترتيب ذيل مي باشد :
30 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن بصورت يكجا , سپس 15 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن هر 6 ساعت براي 4 روز پس از آن 5/7 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن هر 8 ساعت براي 6 روز .
در موارد زير در صورت در دسترس بودن نوع تزريقي ريباويرين همانند مقدار خوراكي بطور آهسته وريدي تجويز مي گردد .
الف ) علائم اختلالات سيستم اعصاب مركزي : شامل تشنج , كما , گيجي و اختلالات شديد رفتاري و علائم لتراليزه كه نشاندهنده خونريزي مغزي باشد .
ب ) علائم اختلالات شديد متابوليك : شامل PH زير 1/7 , دهيدراتاسيون بيش از 10% , فشارخون سيستوليك كمتر از mmHg 9 , استفراغ هاي شديد .
ج ) علائمي كه بدليل اختلالات شديد بوده و با پيش آگهي بدي همراه است , شامل : كاهش پلاكتها به كمتر از 100000 در ميلي ليتر در سه روز اول شروع بيماري يا كمتر از 20000 در ميلي ليتر در هر زمان ديگر , هموگلوبين كمتر از 7 گرم در دسي ليتر , علائم DIC شامل اختلالات PT و PTT و افزايش (Febrin Degridation Product ) FDP
د ) نلرسائي كبدي , نارسائي ريوي و ادم ريه يا نارسائي چند عضو .
نظام مراقبت CCHF :
با توجه باينكه مشخص شده است بيماري CCHFدر ايران آندميك است , لذا مراقبت بيماري از اهميت ويژه اي برخوردار است .
براي مراقبت بيماري سه تعريف طبقه بندي شده ( مظنون , محتمل , قطعي ) وجود دارد :
تعريف مظنون : شروع ناگهاني بيماري با تب + ميالژي + تظاهرات خونريزي دهنده ازقبيل راشهاي پتشي و پورپورا , خونريزي ازبيني و مخاط دهان , ملنا , هماچوري + يكي از علائم اپيدميولوژيك( سابقه گزش كنه يا له كردن كنه بادست , تماس مستقيم با خون تازه يا ساير بافتهاي دامها و حيوانات آلوده , تماس مستقيم با خون و ترشحات يا مواد دفعي بيمار مشكوك يا محتمل يا قطعي CCHF اقامت يا مسافرت در يك محيط روستايي كه احتمال تماس با دامها وجود داشته باشد . احتمال انتقال طي يك تماس تصادفي ضعيف مي باشد تعريف محتمل : موارد مظنون + ترومبوسيتوپني ( كاهش پلاكت كمتراز 150000 در ميلي مترمكعب ) كه مي تواند با لكوپني ( گلبولهاي سفيد كمتر از 3000 درميلي متر مكعب ) يا لكوسيتوز ( گلبول سفيد بيش از 9000 در ميلي متر مكعب ) همراه باشد .
بيماران محتمل CCHF بايستي علاوه برگزارش فوري به مركزبهداشت شهرستان و تهيه اولين نمونه سرم مطابق دستورالعمل تحت درمان با ريباويرين قرار گيرد . چنانچه فاكتورهاي خوني بيماردر روز اول بستري طبيعي باشند بايد بيمار بمدت سه روز تحت نظر باشد و چنانچه در اين مدت 50% كاهش گلبول سفيد و يا پلاكت ايجاد شود بايد بعنوان مورد محتمل تحت درمان قرارگيرد.موارد مظنون نيز بايد به بيمارستان ارجاع وايزولاسيون كامل درمورد آنها صورت گيرد ودر صورتيكه تعريف محتمل در مورد وي صادق باشد , بلافاصله از طريق بيمارستان به مركز بهداشت شهرستان و يا استان گزارش گردد.
تعريف قطعي : موارد محتمل + تست سرولوژيك مثبت يا جدا كردن ويروس
اقدامات مراقبتي لازم كه بايستي پس از مشاهده بروزمورد بيمار مشكوك به CCHF صورت گيرد عبارتند از :
ارجاع فوري بيمار به نزديك ترين بيمارستان
امتياز بندي معيارهاي تشخيص CCHF براساس علائم باليني وآزمايشگاهي و اپيدميولوژيكي بيمار و در صورتيكه مجموع امتيازات 12 ويا بيشترشوند بيمار محتمل CCHF مي باشد
گزارش فوري مورد محتملCCHF به مركز بهداشت شهرستان
2- تامين فوري داروي ريباويرين جهت بيمار مورد نظر توسط مركز بهداشت شهرستان و يا استان
3- هماهنگي با اداره دامپزشكي شهرستان جهت بررسي دامها و انجام اقدامات پيشگيري در دامها .
تهيه و ارسال سه نمونه سرم در سه نوبت روز صفر( پس از تشخيص بيماري )نمونه دوم 5روز پس از تهيه نمونه اول و نمونه سوم 10 روز پس از تهيه نمونه اول و ارسال نمونه ها به انستي با رعايت زنجيره سرما حداكثر پس از 72 ساعت از زمان تهيه
انجام بيماريابي در اطرافيان مورد تماس توسط مراكز بهداشتي درماني
راههاي كنترل و پيشگيري :
آموزش به مردم در مورد محافظت در برابر گزش كنه ها
با توجه به اينكه حيوانات بعنوان منبع ( SORCE )بيماري مطرح مي باشند ولي در هنگام ذبح ممكن است هيچ گونه علائم باليني نداشته باشند لذا بهترين راه پيشگيري از انتقال بيماري , ذبح حيوانات در كشتارگاهها و استفاده از گوشت مورد تأئيد دامپزشكي مي باشد .
رعايت پوشش ايمني توسط ذابحين در هنگام ذبح دام
درصورت ذبح دام روي خون و ترشحات ريخته شده محلول سفيد كننده خانگي با رقت يك صدم پاشيده شود و پس از 15 دقيقه با آب و صابون شسته شود در صورتيكه خون و ترشحات چسبيده باشنداز محلول سفيد كننده با رقت يك دهم استفاده شود .
ايزوليشن شديد جهت موارد مشكوك به CCHF داراي خونريزي در بيمارستان .
رعايت پوشش ايمني در برخورد با موارد مشكوك توسط پرسنل بهداشتي درماني , كاركنان پزشكي كه با خون و يا بافتهاي بيماران مشكوك يا تأئيد شده CCHF تماس داشته اند , بايد حداقل تا 14 روز پس از تماس پيگيري شده و درجه حرارت بدن آنها هر روز كنترل شود و بلافاصله در صورت ظهور علائم باليني مطابق با تعريف مشكوك درمان شروع گردد .
در مورد كاركنان پزشكي كه در حين خون گيري , سوزن يا هر وسيله تيز آلوده ديگر به پوست آنها فرو مي رود , مي بايست پروفيلاكسي با ريباويرين شوند .